چالش های ونزوئلا در دوره پسا نیکولاس مادورو
در پایان سال ۲۰۲۵، ونزوئلا عمیقترین بحران سیاسی خود را از زمان آغاز چاوزیسم تجربه کرد. خروج نیکلاس مادورو از قدرت در ۳ ژانویه ۲۰۲۶، از طریق عملیات نظامی ایالات متحده یکی از مهمترین نقاط عطف در تاریخ معاصر ونزوئلا به شمار میرود. در جریان این عملیات که با نامهای مختلفی مانند «عملیات قاطع مطلق» توصیف شده، نیروهای آمریکایی مادورو و همسرش سیلیا فلورس را دستگیر و به ایالات متحده منتقل کردند تا در برابر اتهامات قاچاق مواد مخدر و نارکوتروریسم محاکمه شوند. بلافاصله پس از این رویداد دلسی رودریگز معاون پیشین مادورو بهعنوان رئیسجمهور موقت سوگند یاد کرد و دولت عمدتاً بر پایه ساختارهای اداری، نظامی و قضایی پیشین ادامه یافت و ایالات متحده کنترل عملی بخش عمدهای از صنعت نفت ونزوئلا را بر عهده گرفت و در حال کاهش تدریجی تحریمها است و برنامهای سهفازی که شامل «ثبات فوری»، «بازسازی اقتصادی» و «انتقال سیاسی» است را اعلام کرد. با این حال، هیچ زمانبندی مشخصی برای مرحله سوم ارائه نشده است. تا فوریه ۲۰۲۶ دولت موقت رودریگز اصلاحاتی در قانون هیدروکربنها تصویب کرده که بخش نفت را به روی سرمایهگذاری خصوصی و خارجی میگشاید، صدها زندانی سیاسی را آزاد کرده و قانون عفو گستردهتری در حال تصویب است. با وجود این گامها چالشهای ساختاری عمیقی باقی مانده که بازسازی نهادهای دموکراتیک، ثبات سیاسی بلندمدت و مشروعیت داخلی را بسیار دشوار میسازد.
میتوان گفت خروج مادورو فرصتی برای آغاز فعالیت یک نظام سیاسی جدید ایجاد کرده، اما بهتنهایی تضمینی برای گذار به دموکراسی نیست. چالشهای بزرگ ساختاری، مانند تداوم ساختارهای اقتدارگرایانه، ضعف نهادهای دموکراتیک، بحران اقتصادی وابسته به نفت و تهدیدهای امنیتی ناشی از شبکههای نظامی مسیر بازسازی را پیچیده و پرخطر کرده است. تجربههای جهانی نشان میدهد که موفقیت در چنین گذارهایی نیازمند تعادل میان ثبات کوتاهمدت، اصلاحات نهادی اساسی، مشارکت واقعی اپوزیسیون و حمایت مشروط بینالمللی است. بدون اجرای سیاستهایی مانند بازگرداندن حاکمیت مردمی، اولویتدهی به حقوق بشر و بازسازی حاکمیت قانون، ونزوئلا ممکن است در دام یک اقتدارگرایی بازسازیشده گرفتار شود و فرصت فعلی را از دست بدهد. در نهایت، آینده ونزوئلا نهتنها به تصمیمات رهبران موقت و قدرتهای خارجی بلکه به اراده جمعی مردم این کشور برای مطالبه تغییرات پایدار بستگی دارد. اگر این فرصت با استراتژیهای آگاهانه مدیریت شود، میتواند به پایان چرخه بحران و آغاز عصر جدیدی از ثبات منجر گردد؛ در غیر این صورت بیثباتی مداوم و نقض حقوق بشر ادامه خواهد یافت.
برای مطالعه متن کامل این یادداشت به اینجا مراجعه کنید...
نظر دهید