اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی
  • تاریخ انتشار : 1405/02/19 - 16:34
  • تعداد بازدید : 22
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

وضعیت حقوقی تخاصم میان ایران با آمریکا و رژیم اسرائیل در زمان آتش بس

وضعیت حقوقی تخاصم میان ایران با آمریکا و رژیم اسرائیل در زمان آتش بس

به قلم دکتر هیبت الله نژندی منش عضو هیئت‌علمی گروه حقوق عمومی و بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی:

تحلیل وضعیت آتش‌بس موقت در مخاصمات میان ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، مستلزم فاصله‌گرفتن از قالب‌های کلاسیک جنگ و صلح و حرکت به‌سوی مفهوم‌سازی یک وضعیت بینابینی و گذار است. در چنین وضعیتی، عملیات خصمانه به طور موقت متوقف شده، اما اراده سیاسی لازم برای خاتمه نهایی مخاصمه و استقرار صلح پایدار شکل نگرفته است. این وضعیت از منظر حقوقی واجد پیچیدگی‌های قابل‌توجهی است؛ زیرا مفروضات سنتی حقوق بین‌الملل که بر دوگانه نسبتاً روشن جنگ‌وصلح استوار بوده‌اند، در اینجا کارایی تحلیلی خود را تا حدی از دست می‌دهند. ازاین‌رو، آتش‌بس موقت را نمی‌توان صرفاً یک وقفه عملی تلقی کرد، بلکه باید آن را به‌مثابه یک وضعیت حقوقی مستقل و نیازمند بازاندیشی مفهومی موردتوجه قرار داد. اهمیت این مسئله در پرتو تحولات حقوق بین‌الملل معاصر دوچندان شده است. در دهه‌های اخیر، به‌ویژه پس از پایان جنگ سرد، الگوی مخاصمات مسلحانه دستخوش تغییرات بنیادین شده و مخاصمات طولانی‌مدت، نامتقارن و چندلایه جایگزین جنگ‌های کلاسیک کوتاه‌مدت شده‌اند. در این میان، آتش‌بس‌های موقت و مرحله‌ای به یکی از ابزارهای اصلی مدیریت بحران تبدیل شده‌اند. تجربه‌هایی نظیر تداوم وضعیت آتش‌بس پس از جنگ ایران و عراق یا وضعیت مشابه در جنگ کره نشان می‌دهد که آتش‌بس می‌تواند در عمل جایگزین معاهده صلح شود، بدون آنکه وضعیت حقوقی مخاصمه به طور کامل خاتمه یابد. 

از منظر دامنه اعمال حقوق بین‌الملل بشردوستانه، آتش‌بس موقت به‌هیچ‌وجه به معنای پایان مخاصمه نیست، بلکه صرفاً تعلیق عملیات خصمانه محسوب می‌شود. تا زمانی که مخاصمه به طور واقعی خاتمه نیافته، قواعد بنیادین این نظام حقوقی همچنان قابل اعمال‌اند و صرفاً در سطح عملی با کاهش مواجه می‌شوند. در ارتباط با حق توسل به زور، آتش‌بس موجب زوال حق دفاع مشروع نمی‌شود، اما نحوه اعمال آن را به طور معناداری محدود می‌کند. در این وضعیت، آستانه توسل به زور افزایش یافته و معیارهای ضرورت و تناسب با سخت‌گیری بیشتری تفسیر می‌شوند. ازاین‌رو، هر نقض آتش‌بس لزوماً به ایجاد حق دفاع مشروع منتهی نمی‌شود و آتش‌بس در عمل به‌عنوان یک فیلتر حقوقی عمل می‌کند. در سطح نهادی و عملی، آتش‌بس وضعیتی ذاتاً شکننده است که بقای آن به ترکیبی از قواعد حقوقی، سازوکارهای نظارتی و اراده سیاسی وابسته است. اقداماتی مانند محاصره دریایی نشان می‌دهند که چگونه می‌توان بدون توسل به درگیری مستقیم، فضای خصومت را بازتولید و توافق را به‌تدریج فرسوده کرد. در نتیجه، آتش‌بس را باید به‌عنوان یک تعادل ناپایدار میان کاهش خشونت مستقیم و استمرار تنش ساختاری تحلیل کرد. در نهایت، آتش‌بس موقت نه پایان جنگ است و نه صلح واقعی، بلکه شکلی از تعلیق مدیریت‌شده خشونت است که در آن، مخاصمه حذف نمی‌شود، بلکه بازآرایی می‌گردد. همین ویژگی، آن را به یکی از پیچیده‌ترین نقاط تلاقی حقوق بین‌الملل بشردوستانه و حقوق توسل به زور تبدیل می‌کند؛ جایی که حقوق، ناگزیر از ایفای هم‌زمان نقش تنظیم‌گر و مدیریت‌کننده بحران در شرایطی آکنده از ابهام است.

 

برای مطالعه متن کامل این یادداشت به اینجا مراجعه کنید...

مدیر سیستم
خبرنگار :

مدیر سیستم

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

آخرین بروزرسانی: 1405/02/19 16:34
تنظیمات قالب