رشد جنبش ها و تحرکات راست افراطی در سیاست بین الملل و تاثیرات آن بر حقوق بشر
گسترش جریانهای راست افراطی و رادیکال در سالهای اخیر به یکی از مهمترین تحولات سیاسی در بسیاری از نقاط جهان تبدیل شده و مرزهای سنتی میان جریان اصلی سیاست و نیروهای حاشیهای را با تغییراتی جدی مواجه کرده است. این تحول، صرفاً به افزایش آرای چند حزب یا پیروزی برخی نامزدها محدود نیست، بلکه بازتابی از دگرگونیهای عمیقتر در نگرشهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، شکافهای هویتی و میزان اعتماد عمومی به نهادهای موجود است. بحرانهای اقتصادی، مهاجرت، جهانیشدن، تحولات فرهنگی، نارضایتی از نخبگان و افزایش قطبیشدن سیاسی، زمینههایی فراهم کردهاند که در آن گفتمانهای ملیگرایانه، اقتدارگرا و ضدساختار از جذابیت بیشتری برخوردار شدهاند. همزمان، ظهور چهرههایی با سبک رهبری شخصی، گفتمان تقابلی و استفاده گسترده از رسانههای جدید، به این روند شتاب بیشتری بخشیده است. تجربه کشورهایی مانند آمریکا، ایتالیا، آلمان، لهستان، آرژانتین و کلمبیا نیز نشان میدهد که این جریانها در قالبهای متفاوتی از حضور در اپوزیسیون تا تصرف مستقیم قدرت سیاسی ظاهر شدهاند. اهمیت این پدیده از منظر حقوق بشر زمانی دوچندان میشود که گفتمانها و سیاستهای مرتبط با آن بر حقوق مهاجران، اقلیتها، آزادیهای مدنی، تکثرگرایی، حاکمیت قانون و استقلال نهادهای دموکراتیک اثر میگذارند. ازاینرو، بررسی راست افراطی در جهان معاصر نیازمند توجه همزمان به ریشههای اجتماعی و سیاسی آن، مسیرهای متفاوت صعود و نیز پیامدهایی است که میتواند برای نظم دموکراتیک و حمایت از حقوق بنیادین به همراه داشته باشد.
برای مطالعه متن کامل این یادداشت به اینجا مراجعه کنید...
نظر دهید