تخریب میراث تاریخی ایران و تعرض به حقوق فرهنگی در سایه حملات نظامی آمریکا و اسرائیل
در پی حملات نظامی ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، بخشی از مهمترین آثار تاریخی و فرهنگی ایران، از بناهای ثبتشده جهانی تا محوطههای ملی، در شهرهای مختلف دچار آسیب مستقیم یا غیرمستقیم شدند. این وضعیت نشان داد که در مخاصمات معاصر، میراث فرهنگی نیز همچون جان غیرنظامیان در معرض تهدیدی جدی قرار دارد و آسیب به آن صرفاً تخریب چند بنا نیست، بلکه تعرض به حافظه تاریخی، هویت جمعی و حقوق فرهنگی یک ملت است.
اصفهان از اصلیترین کانونهای آسیب بود. میدان نقشجهان، مسجد جامع عباسی، کاخ عالیقاپو، کاخ چهلستون، عمارت توحیدخانه، تالار اشرف و بنای رشک جنان از موج انفجارها و حملات پیرامونی آسیب دیدند. در تهران نیز مجموعه کاخ گلستان، بخشهایی از بازار تاریخی، برج آزادی و مجموعه سعدآباد متأثر شدند. در خرمآباد، محوطه تاریخی دره خرمآباد، قلعه فلکالافلاک و بناهای پیرامونی آن خسارت دیدند. همچنین در سنندج و کرمانشاه، چندین عمارت، مسجد، مدرسه تاریخی و بنای ثبتی بر اثر موج انفجار و پرتابههای ناشی از تخریب ساختمانهای اطراف آسیب دیدند.
از منظر حقوقی، این رخدادها پرسشهای جدی درباره کارآمدی سازوکارهای بینالمللی حفاظت از میراث فرهنگی مطرح میکند. کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه، پروتکلهای الحاقی، کنوانسیون میراث جهانی و سازوکار سپر آبی همگی بر مصونیت اموال فرهنگی در زمان جنگ تأکید دارند، اما تجربه عملی نشان میدهد که وجود این اسناد لزوماً مانع تخریب نمیشود و نهادهای مسئول، بهویژه در مرحله اجرا و ضمانتبخشی، با محدودیتهای جدی روبهرو هستند.
در سطح داخلی و بینالمللی نیز واکنشهایی از سوی مقامات ایرانی، یونسکو، سپر آبی، ایکوموس و نهادهای موزهای مطرح شد که همگی بر ضرورت حفاظت فوری، ارزیابی مستقل خسارات و پایبندی طرفهای درگیر به تعهدات بینالمللی تأکید داشتند. در مجموع، این رویداد بار دیگر نشان داد که در نبود ضمانت اجرای مؤثر، میراث فرهنگی در جنگ بهآسانی به قربانی خاموش منازعات نظامی تبدیل میشود.
...برای مطالعه متن کامل این یادداشت، به اینجا مراجعه کنید
نظر دهید