عدم توسعه زیرساخت های شهری برای توان یابان
شهرها به عنوان موتورهای تپنده حیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، در ذات خود وعده فرصت، مشارکت و تعلق را به ساکنانشان میدهند. اما این وعده برای همگان محقق نمیشود. برای میلیونها فرد دارای معلولیت، فضای شهری نه بستری برای شکوفایی، بلکه صحنهای برای طرد سیستماتیک و مواجههای روزمره با موانعی است که کرامت انسانی و حقوق بنیادین آنها را نقض میکند. توسعهنیافتگی شهری، در این منظر، یک کاستی فنی یا نتیجهای ناگزیر از محدودیت منابع نیست؛ بلکه کالبدی است که تبعیض ساختاری مبتنی بر ناتوانی را در خود حک کرده و به اجرا میگذارد. این یادداشت استدلال میکند که فقدان دسترسپذیری در محیط شهری، مصداق بارز نقض تعهدات حقوق بشری دولتها و نوعی آپارتاید فضایی است که به طور سیستماتیک، بخشی از شهروندان را از حقوق خود محروم میسازد.چارچوب تحلیلی این نوشتار، «الگوی حقوق بشری ناتوانی» است که در کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل متحد (CRPD) متبلور شده است. این کنوانسیون، پارادایم نگرش به معلولیت را از یک «مشکل فردی» به یک «مسئله حقوق بشری» تغییر داد و تصریح کرد که ناتوانی، حاصل تعامل فرد با موانع محیطی و نگرشی است. بر این اساس، دسترسپذیری دیگر یک اقدام خیرخواهانه یا تسهیلات جانبی نیست، بلکه یک حق بنیادین و پیششرطی اساسی برای تحقق سایر حقوق شهروندی مانند حق اشتغال، حق آموزش، حق مشارکت فرهنگی و حق دسترسی به عدالت است. انکار این حق، به معنای انکار حق حیات و حضور برابر در جامعه است.
برای مطالعه متن کامل این یادداشت، به اینجا مراجعه کنید...
نظر دهید