بررسی اثرات حملات نظامی بر هویت فرهنگی و میراث تاریخی ایران
در پی حملات آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران که از صبح روز نهم اسفندماه 1404 آغاز شد، مجموعهای از اماکن فرهنگی و تاریخی ایران، بر اثر اصابت مستقیم یا موج انفجارات در مجاورت آنها، دچار خسارت شدند. این آسیبها در برخی موارد متوجه فضاهایی بودهاند که از منظر تاریخی و فرهنگی، جایگاهی فراتر از یک بنای صرف داشته و بخشی از نمادهای هویتی و تمدنی ایران محسوب میشوند. این نمادها در چارچوب تاریخ چند هزار ساله ایران، از دورههای باستانی همچون هخامنشیان و ساسانیان تا دوران اسلامی، حاملان تداوم تمدنی و بازتابدهنده هویت فرهنگی ایرانیان بودهاند. این اماکن، علاوه بر کارکرد تاریخی، در بطن زندگی فرهنگی ایرانیان نیز حضوری فعال دارند؛ بهگونهای که بسیاری از آنها در پیوند با آیینهای جمعی، مناسبتهای دینی و ملی و الگوهای زیست شهری، بهعنوان فضاهایی برای تولید معنا و تقویت پیوندهای اجتماعی عمل میکنند. حضور مستمر این بناها در تجربه زیسته شهروندان، از برگزاری آیینهای مذهبی در فضاهای تاریخی تا نقش آنها در حافظه بصری و هویتی شهرها، موجب شده است که آسیب به آنها، نهتنها یک خسارت فیزیکی، بلکه نوعی گسست در تداوم تجربه فرهنگی جامعه ایرانی تلقی شود. از جمله این آسیبها میتوان به خسارات وارد شده به برخی بناهای تاریخی در اصفهان و تهران اشاره کرد که در نتیجه موج انفجار و حملات در مجاورت آنها رخ داده است.
در جمعبندی این نوشتار، آسیب به اماکن فرهنگی و تاریخی ایران در پی حملات اخیر را نمیتوان صرفاً در قالب خسارت به چند بنا یا محوطه باستانی تفسیر کرد، بلکه این رخداد را باید در سطحی عمیقتر، بهمثابه لطمه به یکی از بسترهای اصلی بازتولید هویت فرهنگی جامعه ایرانی فهم کرد. همانگونه که مشخص است، میراثفرهنگی صرفاً بازماندهای مادی از گذشته تاریخی ملتها نیست، بلکه حامل حافظه جمعی، روایت تاریخی، حس تعلق و تداوم تمدن یک ملت است. از منظر نظریه هویت فرهنگی، جامعه از خلال همین نمادها، مکانها و نشانههای عینی، خود را بازمیشناسد و پیوند خود را با گذشته حفظ میکند. برایناساس، هرگونه تعرض به میراثفرهنگی، بهویژه در بستر منازعات مسلحانه، میتواند فراتر از تخریب فیزیکی، به فرسایش معنایی و هویتی نیز بینجامد. اهمیت این مسئله در مورد ایران دوچندان است، زیرا تاریخ، تمدن و میراثفرهنگی این سرزمین بخشی جداییناپذیر از خودآگاهی تاریخی ایرانیان را تشکیل میدهد. از همین رو، تخریب یا آسیب به این اماکن را باید نهفقط تعرض به آثار تاریخی، بلکه تعرض به حافظه تاریخی و سرمایه نمادین جامعه ایرانی دانست. چنین آسیبی میتواند پیوند میان نسلها را تضعیف کند، انسجام فرهنگی را فرسوده سازد و روند بازسازی اجتماعی پس از بحران را دشوارتر نماید؛ بنابراین، حفاظت از میراثفرهنگی صرفاً اقدامی در حوزه صیانت از گذشته نیست، بلکه تلاشی برای حفاظت از هویت، معنا و تداوم تاریخی یک ملت در زمان حال و آینده است.
برای مطالعه متن کامل این یادداشت به اینجا مراجعه کنید...
نظر دهید