مصاحبه با دکتر محمدباقر خرمشاد استاد دانشگاه علامه طباطبایی: یونسکو و طرح جاده ابریشم
برنامه جاده ابریشم (Silk Roads Programme) که از دهه ۱۹۸۰ توسط یونسکو مطرح شد، از جمله طرحهای کلیدی در عرصه فرهنگ بینالملل است و هدف آن، تقویت همافزایی میان کشورهایی است که در قلمرو تاریخی، تمدنی و فرهنگی جاده ابریشم قرار دارند. این طرح نهتنها بستری برای توسعه تعاملات فرهنگی است، بلکه به صورت مستقیم به حوزههای علم، آموزش، هنر، همکاریهای پژوهشی و روایتسازی تمدنی نیز پیوند خورده است. امروزه کشورهایی مانند چین، ترکیه و هند با درک اهمیت قدرت نرم و نقش روایتها در سیاست جهانی، تلاش گستردهای برای بهرهگیری از این برنامه انجام دادهاند. چین بهویژه تلاش کرده است تا جاده ابریشم را همراستا با ابتکارهای ژئوپلیتیکی خود گسترش دهد و از ظرفیت یونسکو برای مشروعیتبخشی به روایت فرهنگی مورد نظرش استفاده کند. در این میان، ایران بهعنوان یکی از خاستگاههای تمدن در مسیر تاریخی جاده ابریشم، با چالشی دوگانه روبهروست؛ به این صورت که چگونه میتواند از این بستر برای بازآفرینی نقش تمدنی خود بهره گیرد، بدون آنکه به حاشیه روایت فرهنگی دیگر قدرتها رانده شود. مصاحبه حاضر با دکتر محمدباقر خرمشاد بهعنوان استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی و با اتکا به تجربههای مدیریتی ایشان در حوزه سیاست فرهنگی و نگاه راهبردی به تمدن، به واکاوی این مسئله پرداخته است که ایران چگونه میتواند با بهرهگیری از سرمایههای تمدنی منحصربهفرد خود، از موقعیت کنونی خود در قالب «حضور نمادین»، به نقشآفرینی فعال و اثرگذار در این عرصه ارتقا یابد و دیپلماسی خود را از سطح فرهنگی به «دیپلماسی تمدنی» ارتقا بخشد.
مصاحبه با دکتر خرمشاد بیانگر این بود که ایران در برابر برنامه فرهنگی جاده ابریشم در موقعیتی دوگانه قرار ندارد؛ انتخاب واقعی تنها میان «حضور فعال» و «حذف از روایت» است. جاده ابریشم امروز صرفاً یک پروژه فرهنگی نیست، بلکه صحنهای از رقابتهای روایی، تمدنی و هویتی قدرتهای آسیایی است. در جهانی که قدرت نرم اهمیت فزایندهای یافته، کشوری که نتواند روایت خود را تولید کند، ناگزیر روایت دیگران را مصرف خواهد کرد. از این رو، ایران باید با شناخت سرمایه تمدنی خود و بهکارگیری راهبردی آن، حضور مؤثر در این عرصه را پیگیری کند. این تحلیل نشان میدهد که ایران برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، دارای دو پشتوانه تمدنی عظیم است که میتواند بهعنوان نیروی محرکه اصلی در سیاست تمدنی به کار گرفته شود. حوزه فرهنگی نوروز، ظرفیتهای هنر ایرانی، موسیقی، سینما، خوشنویسی و میراث اسلامی و شیعی، همگی میتوانند ایران را در جایگاهی قرار دهند که نهتنها مشارکتکننده، بلکه مبتکر برنامههای فرهنگی جاده ابریشم باشد. وی بر این نکته تأکید میکند که دیپلماسی تمدنی به دلیل جامعیت و عمق آن، میتواند این ظرفیتها را منسجم کرده و ایران را از حالت واکنشی خارج کند. در نهایت، پیام اصلی مصاحبه این است که جهان در حال ورود به مرحله تمدنی رقابتهاست و ایران اگر بخواهد نقش تاریخی خود را حفظ و بازسازی کند، ناچار است در این رقابت حضور فعال داشته باشد. این حضور تنها با مشارکت سیاسی حاصل نمیشود، بلکه نیازمند تولید اندیشه تمدنی، روایتسازی فرهنگی، مشارکت دانشگاهی و حضور هنرمندان در عرصه بینالمللی است. جاده فرهنگی ابریشم فرصتی استثنایی برای ایران است تا هویت تاریخی خود را بازتعریف و بازیابی کند و در شکلدهی به آینده فرهنگی آسیا سهم واقعی خود را ایفا نماید.
برای مطالعه متن کامل مصاحبه، میتوانید به اینجا مراجعه کنید...
نظر دهید