مصاحبه با دکتر ویجی پراشاد مدیر مؤسسه پژوهشهای اجتماعی در هند: گونه جدید امپریالیسم در جهان
امپریالیسم در جهان امروز دیگر صرفاً در قالب اشغال سرزمینها، ایجاد مستعمرات یا حضور مستقیم نظامی قدرتهای بزرگ ظاهر نمیشود. اگرچه پایان عصر امپراتوریهای کلاسیک و موج استعمارزدایی قرن بیستم، ساختارهای رسمی سلطه را دگرگون کرد، اما پرسش بنیادین همچنان پابرجاست: آیا پایان استعمار رسمی به معنای پایان منطق امپراتوری بود؟ تحولات جهان معاصر نشان میدهد که قدرت جهانی در قالبهای جدیدی بازتولید شده است؛ قالبهایی که در آن جنگ، تحریم، نظام مالی بینالمللی، کنترل فناوری، وابستگی اقتصادی، سلطه بر روایتهای رسانهای و مدیریت تولید دانش، همگی به ابزارهایی برای اعمال قدرت تبدیل شدهاند. در این چارچوب، سلطه دیگر تنها از طریق کنترل مستقیم سرزمینها اعمال نمیشود، بلکه از طریق توانایی تعیین قواعد اقتصادی، محدود کردن گزینههای سیاسی و شکلدهی به برداشتهای جهانی درباره مشروعیت و عدم مشروعیت دولتها نیز اعمال میشود.
در این چارچوب، مفهوم «هایپرامپریالیسم» (Hyperimperialism)، تلاشی برای توضیح شکل جدیدی از قدرت امپریالیستی است؛ شکلی که در آن یک بلوک مسلط نظامی، مالی و ایدئولوژیک تلاش میکند دولتهایی را که حاضر به پذیرش موقعیت فرودست در نظم جهانی نیستند، از طریق مجموعهای از ابزارهای بههمپیوسته تحت فشار قرار دهد. در این نگاه، جنگ نظامی، تحریم اقتصادی، حذف از شبکههای مالی، محدودیتهای فناورانه، جنگ روایتها و عملیات تغییر رژیم، پدیدههایی جدا از یکدیگر نیستند، بلکه اجزای یک ساختار واحد قدرت محسوب میشوند. در همین راستا، مصاحبه حاضر با دکتر ویجی پراشاد، تاریخنگار، تحلیلگر سیاسی، نویسنده و مدیر اجرایی مؤسسه پژوهشهای اجتماعی تریکونتیننتال، به بررسی این تحولات میپردازد. این گفتوگو موضوعاتی همچون مفهوم هایپرامپریالیسم، گذار از امپراتوری سرزمینی به سلطه مالی، نقش هژمونی دلار، تحریمها، تغییر رژیم، قدرت معرفتی، رسانهها، بریکس و آینده همکاری جنوب-جنوب را بررسی میکند. از نگاه ایشان، مسئله اصلی عصر حاضر صرفاً رقابت میان دولتها نیست؛ بلکه منازعهای عمیقتر بر سر این پرسش است که چه کسی حق تعیین مسیر توسعه، امنیت، استقلال سیاسی و آینده ملتها را دارد.
برای مطالعه متن کامل این مصاحبه به اینجا مراجعه کنید...
نظر دهید