اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی
  • تاریخ انتشار : 1405/01/26 - 11:06
  • تعداد بازدید : 66
  • زمان مطالعه : 2 دقیقه

دوام آوردن در شرایط جنگ و بحران های امنیتی و تاثیرات آن بر بقا و پایداری جامعه

دوام آوردن در شرایط جنگ و بحران های امنیتی و تاثیرات آن بر بقا و پایداری جامعه

تاب‌آوری در بستر جنگ، به‌عنوان مفهومی محوری در تقاطع مطالعات امنیتی، راهبردی و حقوق بشردوستانه، ناظر بر توان یک جامعه، دولت یا ساختار حکمرانی برای مواجهه مستمر، چندلایه و اثربخش با پیامدهای مخرب مخاصمات مسلحانه است؛ مفهومی که صرفاً به معنای دوام آوردن در برابر تهدیدات نیست، بلکه به ظرفیت جذب و مدیریت خسارات انسانی و مادی، انطباق سریع با شرایط بحرانی و پیش‌بینی‌ناپذیر، بازسازی و بازتولید توانمندی‌های ازدست‌رفته و تضمین تداوم کارکردهای حیاتی اجتماعی دلالت دارد. این ظرفیت، در عین حال واجد بُعدی عمیقاً حقوق بشری است و در راستای صیانت از کرامت انسانی، حفظ حداقلی از حقوق بنیادین همچون حق حیات، سلامت، امنیت و دسترسی به غذا، و جلوگیری از فروپاشی سازوکارهای حمایتی جامعه در شرایط جنگی عمل می‌کند. در یک صورت‌بندی تحلیلی، تاب‌آوری را می‌توان در چهار مؤلفه اصلی شامل تحمل آسیب‌ها و فجایع جنگی، سازگاری با شرایط متغیر، بازسازی سریع زیرساخت‌ها و منابع انسانی و تقویت و تثبیت روحیه عمومی و انسجام اجتماعی تبیین کرد. بررسی تاریخی مخاصمات نشان می‌دهد که این مؤلفه‌ها در بسیاری از موارد نقشی تعیین‌کننده در سرنوشت جنگ‌ها ایفا کرده‌اند، به‌گونه‌ای که جوامع برخوردار از سطح بالاتری از تاب‌آوری، توانسته‌اند از فروپاشی جلوگیری کرده و حتی در شرایط عدم توازن قوا، مسیر تحولات جنگ را به نفع خود تغییر دهند. نمونه‌هایی چون مقاومت فنلاند در جنگ زمستان در برابر اتحاد جماهیر شوروی، پایداری ویتنام در مقابل برتری تکنولوژیک ایالات متحده و بسیج مردمی کوبا در جریان تهاجم خلیج خوک‌ها، به‌روشنی نشان می‌دهند که ترکیبی از اراده ملی، خلاقیت تاکتیکی، بسیج اجتماعی و مشروعیت سیاسی می‌تواند برتری‌های سخت‌افزاری را تا حد زیادی خنثی کند. در این چارچوب، تاب‌آوری در سه سطح به‌هم‌پیوسته روانی-اجتماعی، عملیاتی-نظامی و سیاسی-راهبردی عمل می‌کند و به‌عنوان یک فرآیند پویا و فعال، امکان بازتنظیم مستمر جامعه و نظام سیاسی در مواجهه با شرایط متغیر جنگی را فراهم می‌سازد. ازاین‌رو، برخلاف رویکردهای کلاسیک که پیروزی را عمدتاً تابعی از قدرت سخت می‌دانند، تجربه‌های تاریخی حاکی از آن است که ظرفیت‌های نرم و ترکیبی، به‌ویژه تاب‌آوری نهادی و اجتماعی، نقشی بنیادین در تعیین موازنه نهایی ایفا می‌کنند. در نتیجه، در تحلیل‌های معاصر از جنگ، نادیده گرفتن این بُعد، به ارائه تصویری ناقص از واقعیت منجر خواهد شد و توجه به آن به‌عنوان یکی از ارکان اصلی در مطالعات امنیتی و راهبردی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر به شمار می‌رود.

 

برای مطالعه متن کامل این یادداشت به اینجا مراجعه کنید...

مدیر سیستم
خبرنگار :

مدیر سیستم

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

آخرین بروزرسانی: 1405/01/26 11:06
تنظیمات قالب