نقض حقوق بشر در بستر آسیب و تخریب مراکز درمانی ایران در جنگ
در بازه زمانی ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، همزمان با حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، گزارشهای متعدد از اختلالات گسترده در زیرساختهای سلامت کشور منتشر شد؛ اختلالاتی که دامنه آن از آسیبهای جزئی تا تخریب کامل مراکز درمانی، کاهش کارایی خدمات اورژانسی و افت محسوس ظرفیت پاسخگویی نظام سلامت را دربر میگیرد. بر اساس دادههای رسمی، صدها مرکز بهداشتی، درمانی و امدادی از جمله پایگاههای اورژانس، مراکز جامع سلامت، خانههای بهداشت و بیمارستانها دچار آسیب یا تخریب شدهاند و دهها دستگاه آمبولانس نیز از چرخه خدمات خارج شده است. در این میان، مراکز مهمی همچون انستیتو پاستور ایران بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای تولید واکسن و تحقیقات بهداشت عمومی، بیمارستان گاندی تهران، بیمارستان امام علی (ع) اندیمشک و مجموعههایی وابسته به جمعیت هلالاحمر ایران هدف حملات مستقیم یا غیرمستقیم قرار گرفتهاند. این حملات در برخی موارد به تخلیه کامل بیمارستانها، توقف ارائه خدمات حیاتی و ایجاد وضعیت اضطراری در مدیریت بیماران انجامیده و حتی تلفات و صدماتی را در میان کادر درمان و امدادگران بهدنبال داشته است. افزون بر این، در مواردی که مراکز درمانی در مجاورت اهداف نظامی قرار داشتهاند، آثار موج انفجار، تخریب زیرساختهای پیرامونی و اختلال در تأسیسات حیاتی مانند برق و آب، بهطور قابلپیشبینی به این مراکز سرایت کرده و توان عملیاتی آنها را در بحرانیترین شرایط تضعیف کرده است. تکرار این وضعیت در نقاط مختلف کشور، تصویری از فشار مستمر و چندلایه بر نظام سلامت ارائه میدهد که آثار آن فراتر از میدانهای درگیری، به حوزه سلامت عمومی و امنیت انسانی نیز گسترش یافته است.
از منظر حقوق بینالملل بشردوستانه، مصونیت واحدهای پزشکی، کارکنان درمانی و وسایل امدادی از اصول بنیادین و تثبیتشده محسوب میشود و هرگونه تعرض به این دسته از اهداف، صرفاً در شرایطی بسیار محدود و تحت الزامات سختگیرانه قابل تصور است. اصول تمایز، تناسب و احتیاط بهصراحت ایجاب میکنند که طرفهای مخاصمه میان اهداف نظامی و غیرنظامی تفکیک قائل شوند، از حملاتی که خسارات نامتناسب به غیرنظامیان وارد میکند خودداری نمایند و تمامی تدابیر ممکن را برای کاهش آسیب به مراکز درمانی اتخاذ کنند. با این حال، شواهد موجود از جمله تکرار آسیبها در نقاط مختلف، تخلیه اجباری بیمارستانها، اختلال در خدمات اورژانسی و گزارشهای متعدد از آسیب به وسایل امدادی، قرائنی از یک الگوی تکرارشونده در آسیب به زیرساختهای سلامت ارائه میدهد که از سطح وقایع پراکنده فراتر رفته و امکان طرح فرض وجود یک رویه عملیاتی قابلاستنباط را تقویت میکند. در همین چارچوب، بررسی سوابق مشابه در سایر مناطق درگیر از جمله غزه، نیز نشان میدهد که هدفگیری یا آسیب به زیرساختهای درمانی میتواند در قالب الگوهایی تکرارشونده تحلیل شود. در سطح واکنشها، نهادهای داخلی و بینالمللی از جمله سازمان جهانی بهداشت، کمیته بینالمللی صلیب سرخ، یونیسف و سازمانهای حرفهای پزشکی، ضمن هشدار نسبت به پیامدهای انسانی این وضعیت، بر لزوم توقف حملات، حفاظت از زیرساختهای سلامت و پایبندی کامل به تعهدات حقوقی تأکید کردهاند. با این وجود، احراز مسئولیت حقوقی بهویژه در سطح بینالمللی و کیفری، نیازمند بررسی دقیق عناصر مادی و معنوی، از جمله قصد، ماهیت اهداف و شرایط عملیاتی، بر پایه شواهد معتبر و قابل اتکاست. در مجموع، حجم، تنوع و تکرار این رخدادها ضرورت انجام یک تحقیق بیطرفانه، سریع و فنی را برجسته میسازد تا ضمن روشنشدن ابعاد واقعی آسیبها، امکان ارزیابی مسئولیتها و اتخاذ تدابیر پیشگیرانه برای جلوگیری از تکرار چنین وقایعی در آینده فراهم گردد.
برای مطالعه متن کامل این یادداشت به اینجا مراجعه کنید...
نظر دهید