مصاحبه با دکتر حمزه حمّوشن فعال زیستمحیطی: استعمار و عدالت آب و هوایی
گذار جهانی به انرژیهای تجدیدپذیر اغلب بهعنوان مسیری ضروری برای مقابله با بحران اقلیمی و عبور از عصر سوختهای فسیلی معرفی میشود. بااینحال، پرسشی بنیادین همچنان مطرح است: آیا گذار سبز واقعاً به معنای گسست از منطقهای تاریخی سلطه و استخراج است یا ممکن است همان روابط نابرابر گذشته را در قالبی جدید بازتولید کند؟ تجربه تاریخی نشان میدهد که استعمار تنها به اشغال سرزمینها و اداره مستقیم مستعمرات محدود نبوده است. در بسیاری از موارد، سلطه از طریق کنترل منابع، سازماندهی نابرابر اقتصاد جهانی، استخراج مواد خام و تحمیل الگوهای توسعه از سوی مراکز قدرت بر مناطق پیرامونی اعمال شده است. در جهان معاصر، برخی پژوهشگران معتقدند که این منطقها در قالبهای جدیدی همچون استخراج منابع معدنی حیاتی، پروژههای انرژی سبز، کنترل زنجیرههای تأمین و سیاستهای اقلیمی جهانی بازتولید میشوند. در همین چارچوب، مفاهیمی مانند «استعمار سبز» (Green Colonialism) «استخراجگرایی سبز» (Green Extractivism) و «تبادل نابرابر اکولوژیک» (Ecological Unequal Exchange) تلاش میکنند توضیح دهند که چگونه حتی پروژههایی که با هدف مقابله با تغییرات اقلیمی طراحی شدهاند، ممکن است در صورت قرار گرفتن در چارچوبهای سرمایهداری و نابرابر جهانی، به انتقال هزینههای زیستمحیطی و اجتماعی به کشورهای جنوب جهانی منجر شوند. مصاحبه حاضر با دکتر حمزه حمّوشن، پژوهشگر، نویسنده و فعال حوزه بومشناسی سیاسی، عدالت اقلیمی، استخراج منابع و اقتصاد سیاسی شمال آفریقا، به بررسی این پرسشهای بنیادین میپردازد. آثار حمّوشن بر پیوند میان بحران زیستمحیطی، ساختارهای استعماری، توسعه نابرابر و مبارزات اجتماعی در جنوب جهانی تمرکز دارد؛ لذا این گفتوگو طیف گستردهای از موضوعات را دربرمیگیرد: تحول مفهوم امپریالیسم در عصر گذار سبز؛ استعمار سبز و بازتولید الگوهای استعماری در پروژههای انرژی تجدیدپذیر؛ جایگاه شمال آفریقا بهعنوان مرز انرژی اروپا؛ استخراجگرایی در فرآیند کربنزدایی؛ مسئله صحرای غربی و پیوند میان انرژی سبز و اشغال؛ کنترل مرزها و امپریالیسم مهاجرتی؛ عدالت اقلیمی، دموکراسی انرژی، حاکمیت غذایی و الگوهای جایگزین توسعه. از نگاه وی، مسئله اصلی تنها تغییر منبع انرژی نیست؛ بلکه پرسش اساسی این است که انرژی برای چه کسی، توسط چه کسی و با چه هزینهای تولید میشود؟ زیرا اگر ساختارهای قدرت، مالکیت و نابرابری جهانی تغییر نکنند، گذار سبز ممکن است نه پایان منطق استخراج، بلکه مرحله جدیدی از آن باشد.
برای مطالعه متن کامل این مصاحبه به اینجا مراجعه کنید...
نظر دهید