مصاحبه با پروفسور میلنا دراگیچویچ ششیچ استاد دانشگاه هنر بلگراد: یونسکو، فرهنگ و دیپلماسی
در جهان پرتلاطم امروز، تنشهای ژئوپلیتیکی روزبهروز بیشتر میشود، رقابتهای ملیگرایانه بر سر میراثفرهنگی بالا گرفته، شرکتهای بزرگ دیجیتال سلطهشان را گسترش میدهند و مشکلات اخلاقی در همکاری با دولتهای گوناگون پیچیدهتر شده است. در این راستا، یونسکو بهعنوان سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، از اهمیت ویژهای برخوردار میشود؛ این سازمان از ابتدا با استفاده از فرهنگ، آموزش و علم، به دنبال افزایش درک و همدلی بین ملتها بوده، اما در عمل اغلب بین آرمانهای بزرگ و جهانی خودش و واقعیتهای خشن قدرت در روابط بین دولتها قرار میگیرد. بررسی این تقابلها نهتنها به درک عمیقتر عملکرد یونسکو کمک میکند، بلکه راهکارهایی برای تقویت نقش فرهنگ در جوامع پس از درگیری و جنگ، عصر دیجیتال و کشورها با سیستمهای سیاسی متفاوت ارائه میدهد. این بحثها به ما یادآوری میکند که فرهنگ گاهی بهجای اینکه راهی برای آزادی و رشد انسان باشد، تبدیل به ابزاری برای قدرت نرم دولتها میشود و همین موضوع نیاز به بازنگری جدی در روشهای یونسکو را نشان میدهد.
در همین راستا، پروفسور میلنا دراگیچویچ ششیچ، استاد برجسته دانشگاه هنر بلگراد و بنیانگذار کرسی یونسکو در حوزه بینافرهنگگرایی، مدیریت هنر و میانجیگری فرهنگی است؛ او همچنین یکی از چهرههای شناختهشده در زمینه سیاستگذاری فرهنگی و دیپلماسی فرهنگی است و تجربه مشاوره در نهادهایی مانند یونسکو، شورای اروپا، بنیاد فرهنگی اروپا و نهادهای دیگر را دارد. علاوه بر این، بیش از ۵۰ پروژه سیاست فرهنگی را در کشورها و مناطق مختلفی مثل بالکان، کامبوج، آسیای مرکزی و خاورمیانه اجرا کرده است؛ لذا این مصاحبه با درنظرگرفتن دیدگاههای او بر پایه عملگرایی انتقادی و تعهد به توانمندسازی جوامع محلی استوار است که میتواند پلی میان نظریات آکادمیک و کارهای عملی در عرصه بینالمللی بزند.
دیدگاههای پروفسور میلنا دراگیچویچ ششیچ، تعادل دشوار یونسکو میان آرمانهای بزرگ جهانی و واقعیتهای روزمره سیاسی را بهروشنی نشان میدهد. نمونههای موفق مانند مدیریت پرونده نانجینگ، پروژههای آشتی بالکان، مداخله در کامبوج یا تأملات دیجیتال ثابت میکند که این سازمان هنگامی مؤثر است که بر توانمندسازی محلی، تعهد بلندمدت، انتقال دانش نهادی و کار مداوم در پشتصحنه تمرکز کند. با این حال تهدیدهای دیجیتال، معضلات اخلاقی در همکاری با رژیمها، اروپامحوری در واکنشها و محدودیتهای ساختاری مثل نیاز به اجماع و قدرت وتو، نیاز به تغییرات اساسی دارد؛ این اصلاحات عمیق در حاکمیتهای چندگانه و مشترک، ایجاد معیارهای متنوع حقوق فرهنگی و تنوعبخشی به صندوقها است. ازسویدیگر، نقش هنرمندان، جامعه مدنی و فعالان مستقل در پاسخگو نگهداشتن یونسکو و ایجاد تغییر حیاتی است تا فرهنگ بار دیگر به ابزار رهایی انسانی تبدیل شود و از ابزار صرف دیپلماتیکی یا اقتصادی فاصله بگیرد. این بحث نهتنها عملکرد یونسکو را روشن میسازد، بلکه راهی بهسوی دیپلماسی فرهنگی عادلانهتر، فراگیرتر و تحولآفرین در قرن بیست ویکم ترسیم میکند.
برای مطالعه متن کامل مصاحبه، میتوانید به اینجا مراجعه کنید...
نظر دهید