یونسکو، استوانه کوروش و حقوق بشر در جهان امروز
تصویب قطعنامه «استوانه کوروش؛ منشوری اولیه درباره حقوق بشر و تنوع فرهنگی» در چهل و سومین نشست کنفرانس عمومی یونسکو، بار دیگر یکی از شناختهشدهترین آثار برجایمانده از جهان باستان را در کانون بحثهای تاریخی و حقوق بشری قرار داد. این رویداد از یکسو فرصتی برای بازخوانی سهم تمدنهای شرقی در شکلگیری اندیشههایی چون مدارا، همزیستی فرهنگی و محدودسازی خشونت حکومتی فراهم میکند و ازسویدیگر، پرسشی روششناختی پیش مینهد: آیا میتوان متنی متعلق به سده ششم پیش از میلاد را «منشور حقوق بشر» به معنای امروزی دانست؟ پاسخ دقیق به این پرسش مستلزم آن است که نخست استوانه در زمینه تاریخی و سیاسی خود خوانده شود، سپس ماهیت و حدود تصمیم یونسکو روشن گردد و در نهایت، نسبت میان این اثر با گفتمان معاصر حقوق بشر مورد ارزیابی قرار گیرد. این یادداشت با پرهیز از دو رویکرد متقابل، یعنی اسطورهپردازی ملیگرایانه و بیاعتنایی به اهمیت تمدنی اثر، میکوشد جایگاه تاریخی استوانه کوروش، معنای تصمیم یونسکو و نسبت این اثر با گفتمان معاصر حقوق بشر را در چارچوبی زمینهمند بررسی کند. استدلال اصلی آن است که اهمیت این اثر در ارائه شاهدی مهم از زبان مشروعیتبخشی و برخی شیوههای حکمرانی پس از فتح، از جمله بازگرداندن برخی مردمان جابهجاشده، احیای نیایشگاهها و سازگاری عملگرایانه با سنتهای محلی نهفته است. بر همین مبنا، قطعنامه یونسکو را باید بیش از آنکه اعطای جایگاهی حقوقی به استوانه دانست، اقدامی هنجاری، آموزشی و فرهنگی در جهت بازخوانی این اثر در گفتوگوهای معاصر درباره تنوع، مدارا و میراث مشترک ارزیابی کرد.
برای مطالعه متن کامل این یادداشت به اینجا مراجعه کنید...
نظر دهید