کنترل سایبری و استفاده از دادههای زیستسنجی (بیومتریک)
در عصر دیجیتال، هستی انسان دستخوش تغییرات عمیقی شده است؛ بهگونهای که بدن دیگر تنها یک موجودیت بیولوژیک صرف نیست، بلکه به مجموعهای از دادههای قابلپردازش تبدیل شده و استحاله یافته است. اگرچه تاریخ مدرنیته همواره با مدیریت بدنها و آنچه فوکو «سیاست کالبدی» مینامید، گره خورده بود، اما در قرن بیست و یکم دیوارهای نهادهای انضباطی سنتی فروریخته است. ما دیگر در فضاهای بسته محبوس نیستیم، بلکه در شبکههایی باز زیست میکنیم که در آن مکانیزم اصلی کنترل، نه حصارهای فیزیکی، بلکه دادههای بیومتریک است. امروزه دولتها و ابرشرکتهای فناوری با استخراج دقیق ویژگیهای فیزیولوژیک و رفتاری، نوعی همزاد دیجیتال برای هر شهروند خلق میکنند که هویت و دسترسیهای او را در تعاملات اجتماعی تعیین میکند. استدلال بنیادین این نوشتار آن است که دادههای بیومتریک (از تشخیص چهره تا الگوهای رفتاری) فراتر از ابزارهای ساده احراز هویت عمل میکنند؛ آنها مکانیسمهای نوظهوری برای بازتولید قدرت، طرد اجتماعی و کالاییسازی انسان هستند. این پژوهش با بهرهگیری از آرای متفکرانی چون فوکو، دلوز و زوبوف، گذار از «جامعه انضباطی» به «جامعه کنترلی» را واکاوی میکند. فرضیه اصلی بر این نکته استوار است که خطر نهایی این گذار، نه صرفاً نقض حریم خصوصی، بلکه فروپاشی عاملیت سیاسی شهروند و ظهور نوعی توتالیتاریسم دیجیتال است. برایناساس، مسئله اصلی گزارش حاضر پاسخ به این پرسش است که فناوریهای بیومتریک چگونه ماهیت رابطه دولت-ملت را دگرگون ساخته و چه بسترهایی را برای سرکوب ساختاری فراهم میآورند؟
برای مطالعه متن کامل این یادداشت به اینجا مراجعه کنید...
نظر دهید