اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی
  • تاریخ انتشار : 1405/02/24 - 15:29
  • تعداد بازدید : 19
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

دیدگاهی انتقادی در رابطه با نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره مدرسه میناب

دیدگاهی انتقادی در رابطه با نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره مدرسه میناب

این نوشتار، خوانشی انتقادی از نشست اضطراری شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد درباره حمله به مدرسه دخترانه شجره طیبه در میناب ارائه می‌دهد. نوشتار، با اتکا به مباحث مطرح‌شده در این نشست، استدلال می‌کند که برخی هیئت‌ها و سازمان‌های غیردولتی، تمرکز مناسبی بر حمایت از کودکان، وضعیت حقوقی مدارس و ضرورت پاسخ‌گویی حفظ کردند؛ درحالی‌که برخی دولت‌های دیگر، از شناسایی ماهیت و زمینه اتفاقی که به بحران انسانی انجامید، ناتوان ماندند و از همین رو، موضوعاتی گسترده‌تر اما غیرمحوری را به‌گونه‌ای وارد بحث کردند که موضوع هنجاری و فوری نشست را کم‌رنگ ساخت. این نوشتار مدعی نیست که آن دغدغه‌های گسترده‌تر نامشروع بوده‌اند. استدلال آن محدودتر و بیشتر ناظر بر آیین و منطق رسیدگی است: در محفلی که به دلیل کشته‌شدن دانش‌آموزان تشکیل شده است، انضباط تحلیلی و اعتبار نهادی ایجاب می‌کرد که توجهی مستمر به خود حمله، چهارچوب حقوقی قابل‌اعمال و تعهدات کسانی که آن را انجام داده‌اند، معطوف بماند.

نشست اضطراری مورد بررسی در این نوشتار، به دلیلی مشخص و ذیل عنوانی معین تشکیل شد: حمایت از کودکان و نهادهای آموزشی در مخاصمه مسلحانه بین‌المللی، به دنبال حمله به مدرسه دخترانه شجره طیبه در میناب. این واقعیت نمادین اهمیت دارد؛ معنای آن این است که معیار مرتبط برای ارزیابی مداخلات مطرح‌شده در نشست، این نیست که آیا آن مداخلات بازتاب‌دهنده همه دغدغه‌های مشروعی بوده‌اند که ممکن است درباره منازعه گسترده‌تر منطقه‌ای یا وضعیت داخلی حقوق بشر در ایران مطرح شود یا نه. پرسش دقیق‌تر این است که آیا آن مداخلات همچنان نسبت به رویدادی که موجب تشکیل نشست شد، پرسش‌های حقوقی‌ که آن رویداد برانگیخت و قربانیانی که مرگ آنان از ابتدا به این نشست فوریت بخشید، پاسخ‌گو و مرتبط باقی ماندند یا خیر؟ این نوشتار، جلسه را نه‌تنها به‌مثابه عرصه‌ای برای داوری اخلاقی، بلکه همچون آزمونی برای روش نهادی می‌خواند. برخی مشارکت‌کنندگان، حمله را به‌عنوان کانون هنجاری نشست تلقی کردند. مداخلات آنان بر حمایت حقوقی متعلق به کودکان، جایگاه ویژه مدارس به‌عنوان اهداف غیرنظامی، تعهد به انجام تحقیقات و ضرورت پاسخ‌گویی متمرکز بود. در مقابل، برخی دیگر ساختاری گسترده‌تر برگزیدند. آنان نسبت به قربانیان میناب ابراز نگرانی کردند، اما به‌سرعت به مسائل وسیع‌تری گذار کردند که از آن‌ها با عناوینی چون «سرکوب دولتی، خصومت‌های منطقه‌ای یا خطاکاری‌های مقایسه‌ای سایر بازیگران» یاد می‌کردند. این مسائل گسترده‌تر بی‌تردید واجد اهمیت‌ هستند؛ دشواری در این است که در این چارچوب، آن‌ها غالباً کمتر به‌عنوان زمینه و بیشتر به‌مثابه جابه‌جایی موضوع عمل کردند. ازاین‌رو، استدلالی که در اینجا طرح می‌شود، انتقادی است اما بی‌تمایز و فراگیر نیست. این نوشتار ادعا نمی‌کند که هر کنشگری که چارچوب بحث را گسترش داده، با سوءنیت عمل کرده است و نه این‌که یک نهاد حقوق بشری باید هنگام بررسی یک فاجعه منفرد، الگوهای گسترده‌تر را نادیده بگیرد. بلکه استدلال آن است که برخی از مباحث در این نشست، نوعی کاستی قابل‌اجتناب در تمرکز را آشکار ساختند. در جایی که نشست می‌بایست بر حمله به یک مدرسه، چهارچوب حقوقی قابل‌اعمال و کیفیت واکنش‌ها به آن حمله متمرکز می‌ماند، به‌واسطه برخی دولت‌ها، به‌سوی الگوهای آشنای ژئوپلیتیکی منحرف شد.

 

برای مطالعه متن کامل این یادداشت به اینجا مراجعه کنید...

مدیر سیستم
خبرنگار :

مدیر سیستم

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

آخرین بروزرسانی: 1405/02/24 15:29
تنظیمات قالب