اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی
  • تاریخ انتشار : 1405/05/04 - 10:17
  • تعداد بازدید : 2
  • زمان مطالعه : 2 دقیقه

حقوق بشر و مواجهه با مسائل نوپا: انسان و محیط زیست

حقوق بشر و مواجهه با مسائل نوپا: انسان و محیط زیست

نظام بین‌المللی حقوق بشر معمولاً از خلال اسناد رسمی، معاهدات، گزارش‌ها، آرای قضایی و سازوکارهای نظارتی مطالعه می‌شود؛ بااین‌حال، صورت‌بندی بسیاری از مفاهیم پیش از تثبیت رسمی آنها آغاز می‌شود. یک مفهوم ممکن است ابتدا در ادبیات دانشگاهی، جنبش‌های اجتماعی، شبکه‌های کنشگری یا بیانیه‌های مدنی شکل بگیرد و سپس، از طریق فعالیت سازمان‌های غیردولتی، شبکه‌های بین‌المللی و فرایندهای سیاست‌گذاری، وارد اسناد و نهادهای رسمی شود. تحول عدالت زیست‌محیطی به عدالت اقلیمی نمونه‌ای از همین فرایند است؛ مطالبات برآمده از جنبش‌های مردمی، پژوهش‌ها و ائتلاف‌های مدنی به‌تدریج در عرصه‌های سیاستی و بین‌المللی بازصورت‌بندی شده‌اند. در همین راستا، نظریه «چرخه حیات هنجارها» این تحول را در سه مرحله توضیح می‌دهد: ظهور هنجار، عبور از نقطه چرخش و تسری سریع آن و در نهایت درونی‌شدن. در این مسیر، پیشگامان هنجارسازی، شبکه‌های فراملی و بسترهای سازمانی برای جلب حمایت دولت‌ها و جامعه‌پذیری بین‌المللی تلاش می‌کنند. بااین‌حال، مسیر قطعی و خطی نیست و نهادینه‌شدن ممکن است پیش یا پس از گسترش هنجار رخ دهد یا اساساً با مقاومت و بازتعریف مواجه شود؛  لذا برای نهادهای حقوق بشری، این بحث یک نتیجه عملی روشن دارد که رصد صرف رخدادها کافی نیست. نهادی که فقط پس از وقوع نقض، انتشار گزارش یا تصویب قطعنامه واکنش نشان دهد، معمولاً با تأخیر به تحولات پاسخ می‌دهد. در مقابل، رصد گذارهای مفهومی نشان می‌دهد کدام مفاهیم هنوز در مرحله شکل­گیری هستند، کدام‌ وارد ادبیات رسمی شده‌اند، کدام ظرفیت تبدیل‌شدن به پروژه پژوهشی یا مأموریت نهادی دارند و چه موضوعاتی ممکن است در سال‌های آینده به یکی از محورهای اصلی حقوق بشر تبدیل شوند. «گذار مفهومی» صرفاً جایگزینی یک اصطلاح با اصطلاحی دیگر نیست؛ تغییر واژگان زمانی بیانگر گذار است که دامنه کاربرد مفهوم، بازیگران حامل، صورت‌بندی مطالبات، نهادهای مخاطب و پیامدهای سیاسی نیز تغییر کنند. محیط‌زیست‌گرایی متعارف غالباً طبیعت و حیات وحش را جدا از زندگی اجتماعی می‌دید، اما عدالت زیست‌محیطی محیط را به مکان زندگی و کار مردم و آثار اجتماعی مخاطرات پیوند زد. عدالت اقلیمی این چارچوب را فراتر برد و موضوعاتی مانند مسئولیت تاریخی، توزیع نابرابرآسیب، جبران و بدهی اقلیمی، مشارکت و خودمختاری جوامع، پاسخ‌گویی شرکت‌ها و عدالت بین‌نسلی را به آن افزود. در این برداشت، عدالت افزون بر توزیع، شامل شناسایی گروه‌ها، مشارکت در تصمیم‌گیری و قابلیت شکوفایی افراد و جوامع است. 

 

برای مطالعه متن کامل این یادداشت به اینجا مراجعه کنید...

مدیر سیستم
خبرنگار :

مدیر سیستم

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

آخرین بروزرسانی: 1405/05/04 10:17
تنظیمات قالب